نزدیک تر بیا...

 

 

 

من عاشق لحظه های با تو بودنم

عاشق حسی که باتو پیدا می شود

نزدیک تر بیا

من به معجزه دستانت ایمان دارم

وقتی نامم را با نوک انگشتان کشیده ات بر روی پوستم هک میکنی

آنگاه که با مهربانی صورتم را نوازش میکنی

و من با چشمانی بسته عطر دستانت را می بویم....

هووووووم

نفسهایم عطر تو را گرفته....

نزدیک تر بیا

آغوش امن من

در خنکای پاییز

تنها برای تو گرم است...

 

 

پ . ن :

لحظه هامون پر شده از

این دوری هایی که توش

گم شدیم!

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hamed

سلام شما لینک شدی

ن.س.ت.ر.ن

هرچه نادیدنی بود از مردم دنیا دیدم حال دانستم که آسایش نابینا از چیست.../

ن.س.ت.ر.ن

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست./ "حسین پناهی"

ن.س.ت.ر.ن

دلتنگی یعنی روبروی یک دریا ایستاده باشی و خاطرات یک خیابان خفه ات کند...

ن.س.ت.ر.ن

زمان آرام آرام می گذرد و من تنها نشسته ام دنیا هم بگذرد من از یادت نمی گذرم شاید منتظرم منتظر گل سرخ رزی که خدا قرار است روزی به ما هدیه دهد./

ن.س.ت.ر.ن

سلام با خوندن این متن آدم احساس گرمی می کنه درست مثل یک آتش در سرمای زمستان آغوش امن من در خنکای پاییز تنها برای تو گرم است... [گل]

مانی

هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنم با یک علامت سوال … ؟ و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم ...!؟

نگاه

در انتظار بارانم ... تا شاید باران پاییزی هوای خیالت را خیس کند ... "سپهر"

نگاه

بگذار باران، شانه هایت را تر کند چتر را بهانه ی ندیدن آسمان نکن من نیز ... سر به روی شانه های خدا، گاه گاه می بارم بگذار خدا هم اگر دلگرفته بود روی شانه های تو حساب کند

یاسمن

باور میکنین واژه کم میارم برا توصیف متنایی که مینویسین خیلی زیبا بود متن به متنش