به هوای تو

 

 

بیا...

بیا

و مرا مهمان کن

به یک فنجان چای گرم

به قدم زدن در کوچه ای بی انتها

و کمی نسیم خنک

بیا و مرا مهمان کن

به یک حس خوب

به بوسه ای روی گونه سرخ

به ضیافت یک نگاه

بیا و مرا مهمان کن

به نوازشی بی پایان

به زمزمه ای عاشقانه

به گرمای دستانت

بیا...

بیا و مرا مهمان کن

به هوای آغوشت ....!!!!!!

 

 

 

پ . ن :

آدم بزرگ ها!

آدمهایی که زیرِ تخت جایِشان نمی شود!

آغوشِ امن میخواهند !

همین !

/ 13 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصی

بیا و مرا مهمان کن به هوای آغوشت ....!!!!!!

دریا بیکران

سلام .چه عاشقانه وزیبا ؟!فقط عشق بارنگ سیاه جور درنمیاد....

یاسمن

مثه همیشه فوق العاده زیبا اصن هوای وبتون پراز تقدس عشقه[گل]

نسیم

تعداد دقیق م}ه هایت را میدانم... تعجب نکن! مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد...!؟

پرومته

سلام آرامش عزیز این روزها آغوش هم یافت می نشود آنم ارزوست

سیب

چه سه تار .. چه سی تار ...! فـرقی نمیکند .. وقتی با یک تار ِ مـوی ِ تـو آشفته میشوم ...!!

سیب

تنهایی درست مثل ایدز است، از رابطه های زیاد و دوستی های کنترل نشده حاصل میشود.

سحر

سلام دوست ارزشمندم دعا می کنم که: هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دوردست عشقی باشد در دل نه در سر و دلیلی باشد برای زندگی نه روز مره گي برات بهترينها رو آرزو مي كنم.

مریم

آآآآآآآآآآآآی گفتی

مریم

خواستم این هفته مهمانت شوم اما.... مهمان زیبایی چشمانت شوم اما.......!!!!!!!!!!!