مممممم

 

 

 

پیش می آید یک روز ناگهان حوصله ت سر رود...

غریبی کنی...

بیقراری کنی و نخواهی از بی قراریت حرفی بزنی...

بهانه بگیری

یا "سیگار" بکشی !

دلتنگ لبخندهای کودکیت شوی

لج کنی...جر بزنی...بچه بشی !

گاهی پیش میاد...

برای همه ما پیش آمده

نباید سخت گرفت...

ممممممممممم

 

 

 

پ . ن :

کاش می‌‌شد

یک صبح

کسی‌ زنگِ خانه هامان را بزند

بگوید

با دستِ پر آمده ایم

با لبخند

با قلب‌هایی‌ آکنده از عشق‌های واقعی‌

از آنسوی دوست داشتن ها

آمده‌ایم بمانیم و هرگز نرویم ...

/ 7 نظر / 5 بازدید
پنی سیلین

وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزنی خوشحال میشم. www.penicillin.ir اگر به ما با عنوان اخبار فناوری و امنیت لینک بدی خوشحال تر میشم.

محمدرضا

چـه زیـبـا مـیـشـود کـسـی .... وقـتـی بـیـایـد کـه .... قـرار نـبود بـیـایـد...

نگاه

مگر مي‌شود نيامده باز به جانبِ آن همه بي‌نشانيِ دريا برگردي؟ ... "علیرضا باقی" [گل]

مینو

perfect mese hamishe [گل]

آشنا

هم نفس من تورو تو بغلم میگیرم من اشکاتو پاک کن واسه گریه هات بمیرم فرصت من میدونم آره خیلی کمه بزا تو این فرصت کم برات بمیرم نمیشه همه چی مثل گذشته ها شه بگیر نفسمو فقط همینو دارم خیال نکن بری یکی رو جات میارم //مثل غریبه ها دیگه منو نگاه نکن// آره تموم کار قلبم //آخه هنوز به جز تو با همه غریبه ام// بری چی میشه حال قلبم [گل]

یاسمن

کاش ی شد