حس دوست داشتن...

 

 

 

میدونی

دوست داشتن

یک واژه ست اما میتونه معانی زیادی داشته باشه...

یک واژه که سرشار از عشق

و سرشار از حس ناب خواستن باشه

می تونه...

حس امنیت و راحتی خاطر

درک شدن و فهمیده شدن

یک نگاه گرم و بامحبت

یک شریک قلــــبی

یک هم صحبت خوب

شاید احساسات ظریف زنانه

یا غرور و سخاوت مردانه باشه...

یا مثل  بعضی از حس ها که تعریف شدنی نیست....

دوست داشتن به دوستت دارم گفتن نیست...

یا اندازه دوست داشتن مهم نیست ، مهم کیفیت دوست داشتن...

من میگم

دوست داشتن باید مثل نم نم بارون باشه

که کم کم میاد ولی طولانی می باره

بیاید بزاریم اتفاق دوست داشتن هرچه زودتر بیافته...

شاید نسل سوخته ما وقت زیادی برای دوست داشتن و عشق ورزیدن نداشته باشه....!

 

 

 

پ . ن :

 

احتیاجی به تسبیح نیست ....

 دستانت را که به من بدهی

 با انگشتانت "ذکر دوست داشتن" می‌گویم ... !

/ 19 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترباران

به به آرامش آدم سرشار میشه وقتی اینجا میاد سرشارازصداقتی که توی نوشته هاموج میزنه ودوست داشتنی که ازصمیم قلبه...

نگاه

فضای دلنشینی را به وجود آوردید و لمس این کلمات, پر از حس آرامشه. [گل]

مقداد

بودن یا نبودن ، مسئله این نیست … مسئله انسان بودن و انسان ماندن است !

یاسمن

مثه همیشه ناب مثه همیشه زیبا مثه همیشه خالص مثه همیشه مقدس[لبخند]

یاسمن

نمیدونم چرا این پ.ن هاتون بد به دل ادم میشینه عالی بود[لبخند]

خلاف عقربه ی شب

[گل]آدمیزاد.... غرورش را خیلی دوست دارد، اگر داشته باشد، آن را از او نگیرید... حتی به امانت نبرید... ضربه ای هم نزنیدش، چه رسد به شکستن یا له کردن! آدمی غرورش را خیلی زیاد، شاید بیشتر از تمام داشته هایش، دوست می دارد؛ حالا ببین اگر خودش، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد، چه قدر دوستت دارد [گل]

احساس ارامش

اینو جدیمیگم موقع خوندن گریه کردم دعام کنید تا از عشقم جدا نشم اخه قراره از شهر بریم

پرستـو

دوست داشتن باید مثل نم نم بارون باشه که کم کم میاد ولی طولانی می باره [قلب]

عرفانه

دل کندن اگر حادثه ای اسان بود فرهاد به جای بیستون دل میکند....