ساده مثل زندگی

 

 

 

امشب می خواهم دلتنگی هایم را با دستان نجیب تو وجب کنم

من دلتنگ ذره ذره وجودت هستم

و این دلتنگی مرا ذره ذره آب می کند...

دلم برای خودت ، دستانت ، چشمانت تنگ است

گاهی هم دلم برای چهارخانه صورتی روسریت تنگ می شود

چه کسی می داند

کودک تنهاییم آرام و قرار ندارد

و برای تو دلتنگ می شود...

آرام جان

من به طرز صدا کردن تو عادت دارم

پس مرا بنام کوچک بخوان...

من فقط دلتنگم ....

به قدرهمه دلتنگیهایی که فقط تو میدانی

همین...

 

 

پ . ن :

گاهی اوقات از یک رویای تعبیر نشده فقط یک طعم گس ته ذهنت میمونه...

/ 7 نظر / 28 بازدید
bita-jigmale

سلام خوبی؟؟ متنت خیل عالی بودددددددد!!!!!!!!!!! پر احساس همراه با دلتنگی!!!!!!! موفق باشی[گل][نیشخند]

سحر

سلام دوست ارزشمندم دلتنگـــــی فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم و هر کدامشان برای خود یک دلتنگـــــی اند شادباشي....

دخترباران

[ناراحت]

دختر حوا

سلام مطالبتون زیباست ولی تصاویری که انتخاب کردید کمی نیمه برهنه هستن

نگاه

پشت این شعرها . . . بغضی ست، ورق بزن باران بگیرد.

فریبا

خیلی زیبا دلتنگی رو به تصویر کشیده مخصوصاً "گاهی هم دلم برای چهارخانه صورتی روسریت تنگ می شود چه کسی می داند کودک تنهاییم آرام و قرار ندارد"

مینو

cheghad emshab deltangam, deltange royaham, arezuham, gozashtam ,khodam/................